تبليغاتX
قلب خسته
 
سلام به قلبهای نا ارام

این شعر رو نگین که زشته


 

مرغ مهتاب
مي‌خواند.
ابري در اتاقم مي‌گريد.
گل‌هاي چشم پشيماني مي‌شكفد.
در تابوت پنجره‌ام پيكر مشرق مي‌لود.
مغرب جان مي‌كند،
مي‌ميرد.

گياه نارنجي خورشيد
در مرداب اتاقم مي‌رويد كم كم


 

بيدارم
نپنداريدم در خواب
سايه شاخه‌اي بشكسته
آهسته خوابم كرد.
اكنون دارم مي شنوم
آهنگ مرغ مهتاب
و گل‌هاي چشم پشيماني را پرپر مي‌كنم.

|+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پنجم تیر 1386  |
 
 
بالا