سلام به قلبهای نا ارام
دیگه بیش از این از قلب 
شکسته چه می خواین
این روزها یکی از بهترین
دوستام از دست من ناراحت شده وقهر کرده
نمی دونم من باید قهر می کردم یا نه ولی ...
این روزها خیلی ناراحتم و بیادش هستم
ولی باز هم می دونم که باور نمی کنه و
فکر می کنه که دارم دروغ می گم.به هر کی
راستش می گم فکر می کنه دارم دروغ می گم یا گذاشتمش سر کار
ولی تمام لحظه های اشناهیمون برام شیرین بود .
شاید هم اون بهتر از این بود که با من دوست باشه و من لایق دوستیش نبودم.
این اهنگ هم واسه اون گذاشتم.....
حالا هر جا که هست خدا نگهدارش .امیدوارم که حالش خوب باشه .
دوستش داشتم ولی باورش نداشت.هر وقت می نوشتم می گفت راست می گی.
واسه یه نفر مثل من نوشتن این چیزها خیلی سخته .
هنوزم خورشید غروب نکرده ولی دیگه دستام نمی تونن بنویسن.
اگه بیشتر بنویسم اشکام هم مهلت نمی دن
خداحافظ...............................
|
+| نوشته شده توسط
رضا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
|